من کلا زیاد توضیح میدم یعنی کامل میگم
ماجرا رو اینجا گفتم
تولد دخترعموم هست و من هم بخاطر اینکه حوصله ندارم هم یکی از اقوام شوهرم فوت شده دو روزی نمیخوام برم (نسبت خانوادگی دور ارتباط شوهرم باهاشون زیاد بوده)
مامانم میخواد بره و کلا انتظاری هم نیست که نره
شوهرمم اهل این حرفا نیستا و همش رو تو تاپیک توضیح دادم
حالا شب شوهرم میخواد بیاد بریم بیرون بهش بگم تولد دعوت بودم بخاطر فوت این بنده خدا نرفتم؟؟؟؟
مامانم میگه نمیخواد بگی فقط بگو رفتن خونه عموت
خب شاید بعدش حرفش پیش بیاد
به مامانم گفتم کسی که از تو انتظار نداره
بعد خب من وقتی به این دلیل نمیخوام برم میخوامبفهمه احترامش رو نگه داشتم
حالا برای خودم سوال پیش اومده نکنه الکی برای خودم انتظار ایجاد میکنم چوننسبت خانوادگی دوره ولی رفت و آمد شوهرم و سابقه دوستیشبا اونا زیاده
منخودمم چون حوصله ندارم نمیخوام برم
و چون شوهرم یه بار لفظی سر فوت اقوام نزدیک من که دعوت به مراسمی نشده بودیم گفت دعوت هم می شر بخاطر اینکه تو نمیرفتی منم نمیرفتم بخاطر فوت آشنای من
حالا مجموع نظر شما چیه
منکه کلانمیخوام برم
دروغ و پنهان کاری همنمیکنم
بگم یه دورهمی برای تولد فلانی بوده من بخاطر فوت فلانی و خودمم حوصله نداشتم نرفتم
مامانم اینا رفتن (توضیح بدم که میخواستنحاشیه نشه)
همنمیخوام انتظار ایجاد بشه هم نمیخواد برداشت بد بشه
بهترین و سیاست مند و بی حاشیه ترین جواب چی میشه
از سمت خودم و مامانم اینا چی بگم