2777
2789
عنوان

چقدر خوب میشد...

148 بازدید | 3 پست

پاییز که میشد همه خونه مادربزرگ جمع میشدیم و انار میخوردیم‌

تو خیابون رو برگ های خشک راه میرفتیم و از صدای خورد شدن برگ‌ها لذت میبردیم

وقتی زمستون میشد لبو میخوردیم ، چای داغ، تو کوچه  پر از برف بود و بچه ها رو تماشا میکردیم که دارن آدم برفی درست میکنن

در حالی که دلمون آروم بود و هیچ فکر و استرسی اذیتمون نمیکرد

دنیا دیگه هیچ به درد نمیخوره

هیچی سرجاش نیست

هیچی قشنگ نیست

دنیا دیگه نه قشنگ میشه نه درست میشه

فقط باید منتظر بمانیم تا تموم بشه

 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

والا من نمیتونم دروغ بگم 

بچگی های من از این جور چیزا هم نبود ،فقط بدبختی بود و بدبختی

خوب شد زمان مختار فضای مجازی نبود وگرنه دار و دسته اوباش کوفه هشتگ میزدن:نه به اعدام شمر_نه به اعدام عمر بن سعد_نه به اعدام حرمله.🙌 (شهید آرمان و شهید عجمیان نحوه شهادتتان تا مغز استخوانم را سوزاند😓)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز