2789
عنوان

درد سزارین

1176 بازدید | 38 پست

درد حین عمل حس میشه؟من یکبار سزارین شدم و سر عمل کامل همه چیو متوجه میشدم و درد میکشیدم. اینبار خیلی میترسم.

ولی میگن ادم هیچی نمیفهمه ترس و توهم هست ولی من واقعا درد میکشیدم و داد میزدم

من ک میخام بیهوش بشم از بی حسی میترسم شدید 

20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمی‌خورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



من از بیهوشی هم میترسم کاش طبیعی بودم

نه من با بیهوشی ک مشکلی ندارم اما طبیعی دوس ندارم 

20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمی‌خورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤
وا خب ميگفتي بهشون درست بي حسي نزده بودن يا مواد بي حسيت خوب نبوده زود رفته

گفتم یعنی کلا داد میزدم که من درد دارم دکتر بیهوشی که بالا سرم بود میگفت توهم زدی ترسیدی هیچ دردی نداری

انتخابي نيست جديدا من كه رفتم گفتم بيهوشي التماسش هم كردم قبول نكرد

شوخی نکننن یا خدا حتما یادم باشه از دکترم بپرسم

من اونجوری از ترس سکته میکنم

20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمی‌خورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤
من هیچی نفهمیدم  فقط حرکات دست دکترو حس میکردم درد نه

دقیقا دکتره میگفت تو فقط حرکات دست حس میکنی ولی من انقد درد داشتم شکممو منقبض میکردم دکتر گفت اینطور کنی نمیتونم کار کنم. خب اگه کامل بی حس بودم که قطعا نمیتونستم شکممو منقبض کنم

شوخی نکننن یا خدا حتما یادم باشه از دکترم بپرسم من اونجوری از ترس سکته میکنم

والا من به دكتر زنانم گفتم بيهوشي ميخوام  چون از بي حسي ميترسيدم دكتر هم قبول كرد حتي توي يه برگه هم برام نوشت ولي رفتم پيش دكتري كه بيهوشي انجام ميده يه چندتا اطلاعات پر كنم يهو گفت انتخابي نيست و من همونجا اينقدر گريه كردم😅ولي بازم قبول نكرد

من دو بار بی حسی زدم.بچه ی اولم بعد دیدن بچه آرامبخش زدن و خوابیدم ولی بار دوم کاملا هوشیار بودم درد نداشتم ولی فشار دادن و کشیدن شکمم رو حس میکردم و یکم ترسیده بودم.

شما هم احتمالاً همین شرایط رو داشتی

والا من به دكتر زنانم گفتم بيهوشي ميخوام  چون از بي حسي ميترسيدم دكتر هم قبول كرد حتي توي يه بر ...

بعد ترس داشت؟؟؟ 😭🥺

20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمی‌خورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز