وااااای بزار برات یه چیزی بگم بخندیم...😂😂
یه ماه پیش یکی اومد یه خانومی خصوصی پیام داد که من هیچ کسو ندارمو بیا با هم دوست صمیمی بشیم.... بنده خدا تازه حامله ام بود و کلییییییی هم درگیری با مادر شوهرش اینا داشت ..شوهرشو دوست داشتا ولی با مادر شوهرش نمیساخت اصلا .... بنده خدا میگفت چند سال بچه نداشتیم و الان خیلییییییی خوشحالم و من بهش گفتم من به تو مشکوکم تو رفتارات به مرد میخوره و الکی میگی زنی ....کلییییییییییییی قسم و به خدا و اینجور چیزا و حتی میگفت به مرگ بچه تو شکممو و اینجور چیزا که من زنم و چرا باید دروغ بگم ...تازه مامانش اینا هم از شیراز اومده بودن برای زایمانش مراقبش باشن .
آخرش کاربر داداش دراومد ......فقط من هنو موندم این داداشمون چجوری حامله بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خداییی هنو به خالی بندیاش فکر میکنم میبینم چه ذهن خلاقی داشته ..🤣🤣🤣اونوقت من اوسکول بخام دروغ بگم تو سه سوت لو میرم😂😂😂😂😆😁😁
بعد چند روز دیدم ترکیده داداش ...فکر کنم لو رفته بود خانوما زده بودن ترکونده بودنش😁😆😂😂😂😂