2777
2789
عنوان

میخام بمیرم🥺🥺🥺🥺😔😔😔😔😔

409 بازدید | 16 پست

کمکم کنین خسته شدم از دست همسرم اول خوب بود الان نزدیک ۹ ماه عروسی کردیم واقعا پشیمون شدم قبل از عروسی از بابام فرار میکردم میگفتم یجوری فقط از دست بابام خانوادم فرار کنم خیلی قصه غم داشتن با پسر عموم ازدواج کردم الام ۹ ماه خوب بوده بد نیست اما چند وقته نمیدونم من واقعا بهونه گیر شدم یا همسرم عصبی دارین شوخی میگنیم میبینی زیاد شوخی کش میاد عصبی میشه شروع میکنه هیمیگه چرا اینکارو کردی چرا اینجوری میکنی منم دلم میشکنه از این رفتارش باهاش حرف نمیزنم میبینم بدتر میشه گریه کنم بدتر میشه حرف بزنم بدتر میشه هیچی نگم بدتر میشه آخه چیکار کنم باهاش یا دیشب پیش بابا ایناش میگه بابات به هیچ دردی نمیخوره بعد اومدم تو اتاقم اومد گفت چرا اومدی گفتم چرا اینجوری گفتی میگفت نگفتم من خودم شنیدم بعد دیدم اون عصبی شد میگفت تا میام تو این اتاق تو عصاب منو خراب میکنی چی از جونم میخای اخه من مگه چیکارش کردم ۱۷ سالمه همش با بدبختی از دست مادرش فرار میکنم میوفتم دست خودش نه خونه دارم نه درامد خوبی چیکار کنم شما بگین آخه 

ولی همیشه بد از دعوا قخر نمیکنه اول کلی بوسم میکنه بعد حرف های عتشقانه میرنه تا بخابونتم بعد خودش میخوابه هیچ وقت نزاشته با گریه بخوابم نمیدونم با این اخلاقش چیکار کنم

اول زندگی همینه تا بیای اشنا بشی زمان میبره.در ضمن شما خیلی کم سنی و اصلا سنت برا ازدواج مناسب نبوده چرا به جای فرار از خونه پدری درس نخوندی و تن به ازدواج دادی..شماهنوز به بلوغ فکری نرسیدی و نمیدونی شوهر چیه باز میخای رابطه شوهرو خودتو درست کنی؟کاریه که شده برو پیش مشاور راهنماییت کنه

خواننده خاموش بودم پنج‌سال

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با خانواده شوهرت زندگی میکنی ؟حس میکنم بیشتر قهر و آشتیتون حالت بچه ها رو داره 

اره اونم با چه مادر شوهری 

خودمم بعضی وقتا میگم شتید کارای مم بچگانس نمیدونم 

من از رفتارا و کلا همه چی بابام متنفرم. بخاطر همینم پسر عموم خواستگاری کرد گفتم نه چونکه از بابام فر ...

بابام ادم بدی نیست منتا اصلا نمیزاشت برم خونه مامان بزرگم بعد همش با مامانم بهثشون میشد

با روانشناس صحبت کن تعادل روحی ندارع انگار

نه اینطوریم نیست ولی خو احساسم میکنم رفتار من بچگانس زود قهر میکنم خودمم از دست خودمم خسته شدم نمیدونم کی مقصتره دلخوشی به رندگی ندارم همین الان مادر شوهر کثافتم فکر میکنه من خوابم یجوری درارو میکوبه بهم اینو چیکار کنم

خیلی سخته زندگی با مادر شوهر درکت میکنم عزیز ولی شما و همسرت هنوز نحوه ارتباط با همدیگه رو نمیدونید کم کم سعی کن اخلاق همسرت دستت بیاد بدونی از چ رفتاری خوشش میاد یا با چ رفتاری عصبانی میشه خودتم مواقعی که با هم رابطه و حس خوبی دارید بهش از اخلاقیات و روحیات خودت بگو تا بهتر بتونه بشناسدت و از شوخی های بیجا که میدونی باعث دلگیرتون از هم بشه پرهیز کن مخصوصا چون خانوادش حضور دارن وجودشون بین بحث و ناراحتی شما بیشتر باعث تنش میشه 

خیلی سخته زندگی با مادر شوهر درکت میکنم عزیز ولی شما و همسرت هنوز نحوه ارتباط با همدیگه رو نمیدونید ...

واقعا میشه منم یه روز خوش ببینم من حاضرم همه ازم بدشون بیاد اما شوهرم نه اونم خیلی دوسم داری ولی این اخلاقاش داره اذیتم میکنه وقعا

خیلی سخته زندگی با مادر شوهر درکت میکنم عزیز ولی شما و همسرت هنوز نحوه ارتباط با همدیگه رو نمیدونید ...

همیشه داریم باهم حرفم میزنیم آخرش یه اتفاقی میفته دعوا میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108