کمکم کنین خسته شدم از دست همسرم اول خوب بود الان نزدیک ۹ ماه عروسی کردیم واقعا پشیمون شدم قبل از عروسی از بابام فرار میکردم میگفتم یجوری فقط از دست بابام خانوادم فرار کنم خیلی قصه غم داشتن با پسر عموم ازدواج کردم الام ۹ ماه خوب بوده بد نیست اما چند وقته نمیدونم من واقعا بهونه گیر شدم یا همسرم عصبی دارین شوخی میگنیم میبینی زیاد شوخی کش میاد عصبی میشه شروع میکنه هیمیگه چرا اینکارو کردی چرا اینجوری میکنی منم دلم میشکنه از این رفتارش باهاش حرف نمیزنم میبینم بدتر میشه گریه کنم بدتر میشه حرف بزنم بدتر میشه هیچی نگم بدتر میشه آخه چیکار کنم باهاش یا دیشب پیش بابا ایناش میگه بابات به هیچ دردی نمیخوره بعد اومدم تو اتاقم اومد گفت چرا اومدی گفتم چرا اینجوری گفتی میگفت نگفتم من خودم شنیدم بعد دیدم اون عصبی شد میگفت تا میام تو این اتاق تو عصاب منو خراب میکنی چی از جونم میخای اخه من مگه چیکارش کردم ۱۷ سالمه همش با بدبختی از دست مادرش فرار میکنم میوفتم دست خودش نه خونه دارم نه درامد خوبی چیکار کنم شما بگین آخه
ولی همیشه بد از دعوا قخر نمیکنه اول کلی بوسم میکنه بعد حرف های عتشقانه میرنه تا بخابونتم بعد خودش میخوابه هیچ وقت نزاشته با گریه بخوابم نمیدونم با این اخلاقش چیکار کنم
اول زندگی همینه تا بیای اشنا بشی زمان میبره.در ضمن شما خیلی کم سنی و اصلا سنت برا ازدواج مناسب نبوده چرا به جای فرار از خونه پدری درس نخوندی و تن به ازدواج دادی..شماهنوز به بلوغ فکری نرسیدی و نمیدونی شوهر چیه باز میخای رابطه شوهرو خودتو درست کنی؟کاریه که شده برو پیش مشاور راهنماییت کنه
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
نه اینطوریم نیست ولی خو احساسم میکنم رفتار من بچگانس زود قهر میکنم خودمم از دست خودمم خسته شدم نمیدونم کی مقصتره دلخوشی به رندگی ندارم همین الان مادر شوهر کثافتم فکر میکنه من خوابم یجوری درارو میکوبه بهم اینو چیکار کنم
خیلی سخته زندگی با مادر شوهر درکت میکنم عزیز ولی شما و همسرت هنوز نحوه ارتباط با همدیگه رو نمیدونید کم کم سعی کن اخلاق همسرت دستت بیاد بدونی از چ رفتاری خوشش میاد یا با چ رفتاری عصبانی میشه خودتم مواقعی که با هم رابطه و حس خوبی دارید بهش از اخلاقیات و روحیات خودت بگو تا بهتر بتونه بشناسدت و از شوخی های بیجا که میدونی باعث دلگیرتون از هم بشه پرهیز کن مخصوصا چون خانوادش حضور دارن وجودشون بین بحث و ناراحتی شما بیشتر باعث تنش میشه