سلام من و جاری بزرگم دیوار ب دیوار زنذگی میکنیم شوهر و برادر شوهرم هم با هم شریک هستن و برادر شوهرم خیلی هوای شوهرمو داره و کمکش میکنه منو جاریمم هم با هم خوب بودیم ن صمیمی ولی تا حالا چیزی هم بینمون پیش نیومده بود خونه ما کوچیک هست و من رفتم پیش جاری ازش اجازه گرفتم ک تولد دخترمو خونشون بگیرم اونم گفت خونه خودته اجازه نمیخواد ولی موقع تولد گفت ظرف هایی خودتو برای پزیرایی بیار اصلا هم کمک نمیکرد همش یجا نشسته بود میگفت فشفشه روشن نکنید برف شادی هم نزنید منم گفتم باشه حس میکردم خوشش نمیاد ک اومدم خونش جشن گرفتم تو تولد پسر خودش هم فشفشه بود هم برف شادی اخر مهمونی هم خونشو تمیز کردم و ناراحت نباشه و رفتیم حالا نظر شما چیه جاریم چرا اینطوری رفتار میکرد من خیلی باهاش خوب بودم انتظار چنین برخوردی نداشتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
❤ تاپیک 💪مانکن های زیبا💪 ❤ سرگروه خزان_نارنجی ❤ زیر گروه قرمز ❤ وزن اول ۸۵ ❤ وزن هدف ۵۵ ❤ شروع ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ ❤ استارت شروع دوم ۱۹ آبان ۱۴۰۱ ❤ وزن شروع ۷۶ ❤ وزن هدف ۵۵ ❤ تاریخ شروع مصرف قرص امشب ۱۹ آبان ۴۰۱ 😅❤ یعنی یادم می مونه ؟ 😅 یه شب در میان 😅❤
برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقامون یه صلوات بفرست 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸شجاعت و استواری حضرت مولا امام علی علیه السلام در جنگها چنان بود که هر گاه مشرکان و کافران ایشان را در جنگ میدیدند، به همدیگر وصیت میکردند؛ مثل این که مرگ را با چشم خود دیده باشند.
بابا تولد گرفتی تموم شد رفت حالا میخوای ب این چیزای ریز فکر کنی هی اعصاب خودتو بریزی ب هم خدا عمرش بده گذاست اونجا بگیری ول کن ب عقب فکر نکن تو حال زندگی کنو لذت دنیا ببر