2777
2789
عنوان

بابام😭😭

| مشاهده متن کامل بحث + 3466 بازدید | 59 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منم یه بار بچه بودم دایی بیشعورم گفت ماساژم بده من هی دست و پاشو می‌مالیدم دستمو گرفت گذاشت رو اونجاش گفت ماساژ بده حالم بد شده بود اما خیلی کوچیک بودم نمیدونستم اگه بد برداشت کنم و به کسی بگم چی میشه حتی می‌ترسیدم دعوام کنن

منم یه بار بچه بودم دایی بیشعورم گفت ماساژم بده من هی دست و پاشو می‌مالیدم دستمو گرفت گذاشت رو اونجا ...

چقد نجس بوده

وزن اولیه۶۷ هدف اول۶۵ هدف دوم ۶۳هدف سوم۶۰ هدف اخر۵۷
یه خانومه اومده بود آرایشگاه ... گوشیش زنگ خورد .. بعد آرایشگره گفت کی بود گفت بابام گفت سری برم خون ...

اگه اشک گوشه چشمش بود یعنی ناراحت بود پس چرا میخواست بره؟؟؟

زندگی قصه تلخیست که از آغازش     بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم
چون همچین چیزی ندیدم هیچوقت ازش چون امروز همش میخواست من کنارش بشینم و بغلم کنه و فقط هی منو میبوسید ...



خب شاید خاسته بازوتو فشار بده از سر دوست داشتن اشتباه شده

دخترم زندگیمه♥🌈 دکتر انوشه راست میگه که :"گیرم عذر خواهی کردی ، واسه حرفی که زدی"با ذاتی که آشکار شده چه میکنی ؟!
اگه اشک گوشه چشمش بود یعنی ناراحت بود پس چرا میخواست بره؟؟؟

چون خونه باباش زندگی میکرد 

باران یعنی نقطه چین.......... تا خدا                                           خدایاشکرت بابت همه چیز♡                                              مهم نیست که چند بهار در کنار هم زندگی کنیم،مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است . در پایان زندگی،خیلی از ما خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب به هم نگاه کنیم !               دلم برای دوستای دوران مدرسه خیلی تنگ شده خیلی 😔          چقدر زود بزرگ شدیم کاش هنوزم شادی این بود که زنگ تفریح بخوره  توحیاط کنار دوستام بشینم یک دل سیر نگاهشون کنم  ... فاطمه ♡مرضیه♡مرجان♡ فهیمه♡الهام♡ مهری♡نمیدونم شماها منو یادتون هست یانه ولی من خیلی به یادتون هستم 💓🥺😭
هر دو چند سالتون بود؟؟؟وای باز خوبه کار دیگه ای نکرد😐😐😐

من کلاس اول دوم ابتدایی بودم اون بیست و خورده ای نه من بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی  بعدم تو حیاط و خیلی ترسیده بودم فکر میکردم من آدم بدی هستم که فکر کردم اون منظور داشته

من از بچگی از بابام می‌ترسیدم کلا از همه مردا 

الانم جلوش لباس تنگ و لختی نمیپوشم

با اینکه مذهبیه  هیزم هس 

خیلی معذبم جلوش همیشه شال سرمه و رو سینمو میپوشونم

فقط عیدام روبوسی میکنم باش اونم مجبوری


نیازمند اتفاقاتی ک به موقعه بیوفتد.میشه یه ایت الکرسی برا اینکه بچم زنده بمونه و سالم باشه برام بخونی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108