2821
2789
عنوان

چيكار كنم

206 بازدید | 9 پست

بچه ها من با يكي نشون كردم بعد همه مراسمارو كرديم يه روز من بهش گفتم اون روز خسته ام ميرم خونه بابام دوش ميگيرم فرداش ميام بريم خونه خودمون(خونه خودمون تكميل نشده هيچي نداره و روز بعدش قراره از ايران بريم) گفت نه همون موقع بايد بياي منم گفتم باشه  حالا پدرم مطلع شده از تصميمش ميگه چرا به من يه زنگ نزده پسره احترام بذاره و احازه بگيره ببرتت

 منم به شوهرم گفتم ميگه مگه من بايد برا همه مسائل و تصميما زندگيم اجازه بگيرم حالا نه بابام كوتاه مياد ميگه اصلا حق نداري بري تا وقتي كه ميرين خارج

 شوهرمم ميگه من به بابات ز نميزنم اجازه بگيرم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا نفهمیدم چی شد؟😕😑🤦🏻‍♀️

بابام ميگه شب عروسي كه ميخواد ببرتت خونه خودش بايد قبلش ز بزنه اجازه بگيره و گرنه من نميذارم ببره

پسره هم ميگه من ز نميزنم اجازه بگيرم

وسط مجلس زنگ بزنه بگه اجازه بده زنمو ببرمش خونه خودم؟ مگ عروسی ندارین؟

نه قبل عروسي بگه مثلا ده روز قبلش ما با اجازت ميبريمش يا مثلا شب عروسي دختر مياد خونه ميان دنبالش احازه ميگيرن برا ماه عسل بعد دخترو ميبرن 

يعني ميگي حق با شوهرمه؟چيكار كنم هم بابام لج كرده هم شوهرم

نمیگم حق با شخص خاصی هس 

اما خب وقتی مجلس داری همون موقع آخرشب از تالار ک میخواید برید بیرون با همسرت اون ی تشکر از پدرت بکنه فک کنم اوکی باشه دیگ

نه قبل عروسي بگه مثلا ده روز قبلش ما با اجازت ميبريمش يا مثلا شب عروسي دختر مياد خونه ميان دنبالش اح ...

ن دیگ ما شب عروسی خونه نمیرن دیگ عروس داماد از تالار ی راست میرم خونه خودشون 

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز