لج کرده با من
یکماه سر همین قهر کرد
میگه غذارو سمبل میکنی با عشق نمیپزی
بعد آخه ببین حق با کیه
میاد تو پذیرایی میخوابه تا لنگ ظهر بعد میگه سر صدا نکن تا من بیدار نشدم ، غذاتم تا ۱/۵ حاظر باشه
خودشم جز مرغ چیزی نمیخوره ، پیازم تو غذاش پیدا بشه خونت حلاله
کلی لیست ممنوعه داره جز پیاز
قبلشم که بره صبحها میرینه ب اعصابت کلی بد و بیراه و شکوندن طرف و ظروف صبحانه یا اگه لطف کنه کلا لام تا کام حرف نمیزنه بعد چحوری با عشق براش غذا بپزم ؟.
حالا آشپزی من که شدیدا خوبه همه عالم و ادم تعریف عذاهای منو میکنن
ولی ایشون هر جا بشینه از غذای همه تعریف مبکنه جز من