قراره موقع زایمان پاشه بیاد من ی شهر دبگم اصلا تحملش ندارم قراره زیاد بمونه اون روز میگفت فامیلامون گفتن بچش آمد برو بمون تا بزرگ شن بعد بیا خیلی دلم گرفته اصلا حوصله رفتارش ندارم زیاد دخالت تو کارم میکنه چیکار کنم شوهرمم از خداشه که مامانش همیشه پیشمون باشه کلی من واقعا راحت نیستم بنظرتون چطور رفتار کنم که سریع بره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آخه واقعا مادرشوهر باید خودش درک کنه که عروسی که تازه زایمان کرده خوب مسلما کنار مادر و خواهر خودش راحت تره تا کنار مادرشوهر واقعاااا بعضی ها اینو درک نمیکنن
مادرشوهر منم همینه واقعااا گرفتار شدیم به خدا من که کلافه شدم از اخلاق ها رفتارهاش ...