من 2سالی میشه ک ازدواج کردم همسرم س بار بهم خیانت کرد بار اول و دوم ب کسی نگفتم و تصمیم گرفتم زندگیمو ادامه بدم هر چند ک خیلی گریه کردم و داغون شدم اما بار سوم ک دو ماه پیش بود ب مدت دوهفته قهر کردم رفتم خونه بابام میخواستم طلاق بگیرم ک ب خواست خانوادم ی فرصت دیگ دادم بعش اما الان از وقتی برگشتم ی روز خوش نداشتم هرروز گریه میکنم یه همسرم شک دارم نمیتونم بهش اعتماد کنم امروز شماره چند تا زن تو گوشیش دیدم ک عکسای خودشون پروفایل بوددهمشون هم خوشگل بودن همسرم باتری سازع خیلی استرس دارم احساس میکنم دیگ نمیتونم بع زندگی ادامه بدم حالم خیلی بده نمیدونم چیکار کنم همسرم هم هیچ کاری حاضر نیست بکنه اصلا آرومم نمیکنع فقط میگ فراموش کن و مثل قبل شو هرچی میگم کمکم کن گوش نمیده و میگ نمیتوتم ی بار دیگ حتی بگم باکسی نیستم و قسم بخورم چون عادت میکنی و فلان اصلا درکم نمیکنه
شما فقط طول زخم آدما رو میبینید. اما گاهی عمق اون زخم تا استخون هم رفته...
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
بچه ندارم اما نمیتونم طلاق بگیرم خانواده حمایتم نمیکنن اگه همون موقه ک خیانت کرده بود نمیبخشیدم میتونستم جدا شم اما خریت کردم و برگشتم الان خانواده ام قبول نمیکنن ک جدا شم میگن درست میشه فلان ..
شما فقط طول زخم آدما رو میبینید. اما گاهی عمق اون زخم تا استخون هم رفته...