2777
2789
عنوان

عید سال بود....

61 بازدید | 8 پست

عید سال بود خودمو شوهرم رفتیم مانتو بخرم فروشنده یه خانم بود موقع تسویه حساب ک شد من داشتم همیجوری مانتوها رو نگاه میکردم ولی حواسم بود شوهرم داشت با فروشنده بگو بخند می‌کرد شوهرم ب شوخی گفت عیده یه تخفیف بدین اون زنیکه هیز هم یجوری نگاه کرد گفت شما باید به ما عیدی بدین با خنده گفت شوهرم انگار خوشش اومد صورتشو دیدم خیلی اون لحظه متنفر شدم ازش ولی اگه بهش میگفتمم میگفت گیر میدی منظوری نداشتمو فلان واسه همین حوصله دعوا نداشتم ولی باید میگفتم هنوز ک هنوزه فکرش ک میکنم اعصابم خورد میشه..خب پولو بده بریم دیگه خوشو بش چیه اونم با یه خانم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چه حوصله ای دارین که این چیزها رو توی ذهنتون نبش قبر میکنید. یا همون موقع حلش کنید یا فراموش کنید.

دچار یعنی عاشق...و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهیِ کوچک دچارِ آبیِ بیکران باشد. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز