2777
2789
عنوان

عید سال بود....

53 بازدید | 2 پست

عید سال بود خودمو شوهرم رفتیم مانتو بخرم فروشنده یه خانم بود موقع تسویه حساب ک شد من داشتم همیجوری مانتوها رو نگاه میکردم ولی حواسم بود شوهرم داشت با فروشنده بگو بخند می‌کرد شوهرم ب شوخی گفت عیده یه تخفیف بدین اون زنیکه هیز هم یجوری نگاه کرد گفت شما باید به ما عیدی بدین با خنده گفت شوهرم انگار خوشش اومد صورتشو دیدم خیلی اون لحظه متنفر شدم ازش ولی اگه بهش میگفتمم میگفت گیر میدی منظوری نداشتمو فلان واسه همین حوصله دعوا نداشتم ولی باید میگفتم هنوز ک هنوزه فکرش ک میکنم اعصابم خورد میشه..خب پولو بده بریم دیگه خوشو بش چیه اونم با یه خانم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز