بابا من منتظرتم چرا نمیای
بابا ۲۴ روزه ندیدمت
بابا خیلی دلم برات تنگ شده
بابا تا حالا نشده بود اینهمه وقت نبینمت
بابا مگه دفعه آخر نگفتی فردا منتظرتم
ولی من اومدم ولی روت پارچه کشیده بودن
بابا مگه خودت نگفتی مطمئن باش خوب میشم
مگه نگفتی من چیزیم نیست پس چرا تنهامون گذاشتی
بابا مامان حالش خیلی بده
بابایی خیلی دلم میخواد یه بار دیگه ببینمت 😭😭😭😭😭
بابا کاشکی انقدر مهربون نبودی که نبودت انقدر سخت باشه
بابا وقتی میرم پیش مامان بیشتر جای خالی تو حس میکنم 😔😔😔
بابا ما تازه داشتیم روی خوش زندگی رو می دیدم چرا ما رو تنها گذاشتی
بابا وقتی برگه شیمی درمانی رو امضا کردی گفتی یعنی خوب میشم بهت گفتم مطمئن باش با این که بیمارستان گفته بود بیش از ۲۰ روز نیست
بابا میدونی جقدر سخته هر دکتری برات می رفتیم می گفتن دیگه دیر شده
بابا میدونی چقدر من دارم میسوزم برای اینکه زود تر نفهمیدیم 😪😪😪