2789
عنوان

شوهر ضعیف

3677 بازدید | 18 پست

سلام.من سه ساله ازدواج کردم.شوهرم مهربون و دلپاکه...اما بسیار ضعیف و بی اعتماد بنفسه.جنم و مردونگی نداره.توی محل کار یا جایی که نیاز به مرد هست،بلد نیست از حق خودش یا من دفاع کنه.سر و زبون نداره.اوایل بهش کمک میکردم که خودشو تقویت کنه اما متاسفانه تاثیری نداشت و الان خودم هم بریدم...یکی دوبار پیش روانشناس رفتیم و  بهش گفتن که تو باید تکیه  گاه زن و زندگیت باشی ولی تاثیر نداشت....دیگه بریدم.چیکار کنم؟   اصلا میشه مردونگی رو به مرد یاد داد؟؟

بله هیچکاری نشدنداره

حسی دارم پاک تر از جان.. دلی دارم همجون دریا صاف صبورم دچار رویاپردازی بیش از حدم تنها ک میشم اهنگ گوش میدم باخودم حرف میزنم شاید کسی فکر کنه دیوونم نه ولی من چیزایی میلینم ک کسی نمیتونه ببینه کسی نمیتونه حس کنه.. شاید بگین مسخرس ولی من مرگ طرفو با چشای خودم میبینم.. ب این دنیا دل نبند! بیشتر از این چیزی نمیگم فقط میدونم قدرتی دارم در حد تصور قدرتی ک خدا بهم داده و شاکر‌ش هستم! شکرت.. 

پدر شوهرت حضور نداشته تو خونه شون

درسته ؟

بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



پدر شوهرت حضور نداشته تو خونه شون درسته ؟

بوده اما پدرشوهرم مرد ساده و تحت کنترل مادرشوهرم بوده....اما من واقعا از زندگی زن سالاری بوم میاد و البته توانش رو هم ندارم

بوده اما پدرشوهرم مرد ساده و تحت کنترل مادرشوهرم بوده....اما من واقعا از زندگی زن سالاری بوم میاد و ...

یه مرد قوی پیدا کنه

پیشش شاگردی کنه یا کنارش حضور داشته باشه

میگن تاثیر داره

بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

مدال افتخار بنداز گردنش  اون چیزی که داره هر چقدر کم اهمیت بزرگش کن بهش بناز  مطمئن باش ...


خیلی سعی کردم بهش اعتماد به نفس بدم...شاید ۵درصد تغییر داشته و هنوز ۹۵درصد کم داره....باورت میشه دیگه بریدم...تمام موهام سفید شده...هیچ کجا حامی من نبوده و نیست یعنی بلد نیست ....

بوده اما پدرشوهرم مرد ساده و تحت کنترل مادرشوهرم بوده....اما من واقعا از زندگی زن سالاری بوم میاد و ...

اواین باره همچین مشکلی می‌شنوم.. 

اگه مشکل زیادی تو زندگیت ایجاد نمیشه همینطوری که هست قبولش کن. 


ویترین زندگی هرکس برا جلب مشتری زیبا چیده شده...قدر زندگیتونو بدونین،گول ویترین زندگی بقیه رو نخوریم.
خیلی سعی کردم بهش اعتماد به نفس بدم...شاید ۵درصد تغییر داشته و هنوز ۹۵درصد کم داره....باورت میشه دیگ ...

میشه یه مثال بزنید از رفتاش؟

ویترین زندگی هرکس برا جلب مشتری زیبا چیده شده...قدر زندگیتونو بدونین،گول ویترین زندگی بقیه رو نخوریم.
یه مرد قوی پیدا کنه پیشش شاگردی کنه یا کنارش حضور داشته باشه میگن تاثیر داره

این هم به فکرم رسید....اما توی شهر غریب کیو پیدا کنم...کارش یه جوریه که نمیشه برنامه ی این مدلی براش در نظر گرفت...بخدا از بس دنبال راهکار بودم،رفتار خودم مردونه شده ولی اون هنوز به عرضه نرسیده

این هم به فکرم رسید....اما توی شهر غریب کیو پیدا کنم...کارش یه جوریه که نمیشه برنامه ی این مدلی براش ...

نمیدونم به خدا

ببین از بعضی جنبه ها بد هم نیست اینطوریه

الان من شوهرم از اونور بوم افتاده

فکر میکنی خوبه اونطوری ؟ نه به خدا... اونجوری هم یه مردسالاری بد هست... تازه من یه وقتایی همسرمو آروم میکنم ولی لحظه های سخت هم به خاطر اخلاقاش داریم

میخوام بهت بگم خیلی از اخلاق های مثبتش در برابر شما به خاطر همین نرم بودنش هست

ولی یه سری مسئولیت ها رو بهش بده

که همه فشار روی خودت نباشه

شاید بعضی از محصولات بنیاد فرهنگ زندگی بهتون کمک کنه.... کتاب پدر غایب و سفر قهرمانی مرد

میدونم برای اینجور آقایون توصیه شون میکنن

ولی خودم نخوندم

بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

میشه یه مثال بزنید از رفتاش؟

مثال که زیاده....سه سال زندگی کردم اندازه ی تعداد روزهاش مثال دارم....آخریشو برات میگم....صدای بچه ها توی کوچه خیلی اذیتمون میکرد من هم مریض بودم و ازش خواستم یه تذکری بهشون بده....بخدا نمیتونست یه تذکر بده....رفتیم اتلیه عکس بگیریم و موقع تحویل عکسها میخواست پول بیشتر ازمون بگیر و یه جورایی سرمون کلاه بزاره به شوهرم گفتم برو حقشونو کف دستشون بزار ،و مول زور هم نده....نرفت تا مجبور شدم خودم برم و عکسه رو بگیرم و اصلا نزاشتم پول زوری ازمون بگیرن....اصلا فکر کنم بخاطر اینکه متوجه سر و سادگی شوهرم شدن،میخواستن پول زور بگیرن

نمیدونم به خدا ببین از بعضی جنبه ها بد هم نیست اینطوریه الان من شوهرم از اونور بوم افتاده فکر میک ...

ممنون عزیزم...میدونم چی میگی....گاهی برای آروم‌کردن خودم به این چیزا هم فکر میکنم ولی واقعا یه جاهایی نمیشه....من سه ساله ازدواج کردم و بخاطر ضعیف بودن شوهرم دلم‌نمیخواد بچه دار بشم....اگه فردا کسی توی سر بچم بزنه،مطمئنم شوهرم اشکاشو پاک‌میکنه و میگه دیگه نرو تو کوچه....چون خودش نمیتونه بره و پیگیری کنه....من به اینها فکر میکنم و دیوونه میشم....

ممنون عزیزم...میدونم چی میگی....گاهی برای آروم‌کردن خودم به این چیزا هم فکر میکنم ولی واقعا یه جاهای ...

عزیزم ❤

من هیچوقت مردهای دور و برم 

آروم و خوب نبودن

برای همین اول نتونستم درست درکت کنم

خودش میخواد تغییر کنه ؟

ببین خیلی سخته ولی شاید با یه مشاور خوب بتونه تغییرات مثبتی داشته باشه به مرور ؟

بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

عزیزم ❤ من هیچوقت مردهای دور و برم  آروم و خوب نبودن برای همین اول نتونستم درست درکت کنم خو ...


نمیدونم خودش میخواد یا نه.ولی صددرصد متوجه شده که بی اعتماد به نفسیش چقدر به زندگیمون ضربه زده اما احساس میکنم چون ۳۰و خرده ای سال با این حالت زندگی کرده،اصلا به حالت دیگه ای فکر نمیکنه.همونقدر که واقعا نمیشه یه مرد خشن رو به به مرد اروم و مهربون تبدیک کرد،یه مرد بی اعتماد بنفس و خجول رو هم نمیشه کاری کرد.....فقط تنها کسی که این وسط مجبوره هم زن باشه و هم مرد خونه باشه،من بیچاره ام

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز