2777
2789
عنوان

بابام..😔😔

| مشاهده متن کامل بحث + 644 بازدید | 60 پست

کاملا درکت میکنم 

خدا رحمت کنه و به شما صبر بده 🖤

20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمی‌خورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤
خدابیامرزتش عزیزم درکت میکنم سخته..من ۲۰ روزبود عقد کرده بودم دختر ۱۸ ساله ابجیم تازه ۳ سالش شده بود ...

منم همیشه میگم کاش جلو بابامو میگرفتم نره سرکار تصادف کنه😔😔

شروع ورزش۶ام فروردین ماه💪خدایاکمکم کن بتونم حرکت ورزشی مورد علاقمو باتمرین منظم بهش برسم💪💪🥲🌹

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نگو عزیز دلم هممون رفتنی هستیم اینجور فقط مریض میشی

به خدا خیلی سخته هیچکس نمی دونه من هر روز چی میکشم عملا فقط زنده ام زندگی نمی کنم 

پدرم آغوش من گرم تر بود یا آغوش زمین پس چرا رفتی؟🥺
به خدا خیلی سخته هیچکس نمی دونه من هر روز چی میکشم عملا فقط زنده ام زندگی نمی کنم 

😔😔😔😔🌹

شروع ورزش۶ام فروردین ماه💪خدایاکمکم کن بتونم حرکت ورزشی مورد علاقمو باتمرین منظم بهش برسم💪💪🥲🌹
منه لعنتی ک خودم بیدارش کردم خواب مونده بود رفتم بیدارش کردم..

عزیزم تو ک نمیدونستی،این قسمتش بوده متاسفانه😔😔

شروع ورزش۶ام فروردین ماه💪خدایاکمکم کن بتونم حرکت ورزشی مورد علاقمو باتمرین منظم بهش برسم💪💪🥲🌹
به خدا خیلی سخته هیچکس نمی دونه من هر روز چی میکشم عملا فقط زنده ام زندگی نمی کنم  


خیلی سخته من بابام سرطان خون داشت داشت دو ماه بود که فهمیدیم و تمام کرد همش تب ۴۰ درجه داشت ۲۰ درصد کلیه هاش مونده بود عفونت ریه کل بدنش عفونت کرده بود همه جا پر کبودی بمیرم داداشم این حال بابام رو دیده موقعی که بابام در حال تمام کردن بوده من بابام انقدر حالش بد بود بیمارستان گفت برید خونه با دستگاه ها دیگه کاری از دست ما بر نمیاد اکسیژن بهش وصله بود دادشمم پیشش بوده یپشاعت ۴ صبح دادشمم مبینه برای آخرین نفس انقدر محکم نفس میکشه که دندون مصنوعی هاش بیرون پرت میشه مامانم خوب بوده دادشمم بیدار بالا سرش مامانم از داد داداشم میپره از خواب بالا مامانم دیگه توی این چند روز اصلا خوابش نمیره استرس داره همش از خواب میپره بالا

خیلی سخته من بابام سرطان خون داشت داشت دو ماه بود که فهمیدیم و تمام کرد همش تب ۴۰ درجه داشت ۲۰ درصد ...

الهی خدا بهتون آرامش و صبر بده خیلی سخته خیلی🥺

پدرم آغوش من گرم تر بود یا آغوش زمین پس چرا رفتی؟🥺
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز