داشتیم باهم تلفنی حرف میزدیم که به شوخی برگشت به دوستش گفت نظرت چیه من و نامزدم هم مثل تو بهم بزنیم دوستش هم گف بزار گمشه....منو میگفت
بعد خندیدن منم خیلی ناراحت شدم هرکس بود ناراحت میشد خب هرکس بود خوب ناراحت میشد ولی باز هم خواستم خودم رو کنترل کنم و دعوا راه بندازم ولی باز هم نتونستم خودم رو نگه دارم و مطمئنم هرکس جای من بود همین کارو میکرد شروع کردم جر و بحث و اینکه چرا به خاطر من نزدی توی دهن دوستت بعد از کلی بحث گفت که بابا من غلط کردم میخواستم باهات شوخی کنم من خودم از روی قصد به دوستم چشمک زدم یه چیزی بگه تا واکنش تو رو ببینم فکر نمیکردم اینقدر ناراحت بشی و واقعا بچه ها اولین بارم بود که اینقدر جیغ و داد میکردم توی این سه ساله رابطه تا به حال اصلا انقدر ناراحت نشده بودم بعد بحث بیشتر و بیشتر بزرگ شد داخل پرانتز بگم که من خیلی وقته پیش موقع هایی که تازه آشنا شده بودیم اکانت اینستاگرام خودم را داده بودم بهش همینطور اون ولی بعد یه مدت سرت دعوا ازش گرفتم و ایمیل اون روی پیج من مونده بود بعد یک چند وقتی که کات بودیم آشتی کردیم و طبیعی که موقع کات با دوستای پسرم هم حرف میزدم اونم واقعا در حد دوستتتت بعد اینکه آشتی کردیم این آقا دوباره رفته توپیج من و دیده دایرکت هارو و تا یک ماه ما بحث و جنگ داشتیم الان اونارو زد به سرم ک اره چرا من هیچی نگفتم به کارای تو چرا هیچکار نکردم گفتم تو هیچ کاری نمیدونستی بکنی تا وقتی شوهر من نشدی هیچ کاری اجازه نداری بکنی همچنین غلط میکنی گذشته منو منت میکنی که دوست داشتم ولت نکردم بعد گفت آره من ابلهم ک موندم باهات چون دوست دارم واقعا ناراحتم کرد عادت ماهانه هم هستم وااااقعا عصبی شدم کم مونده بود گریه کنم چون اووولسن بار بود اینجوری حرف میزد تا الان فقط نازمو کشیده و باهام همه جوره راه اومده اما امروز اینجوری کرد خودش هم ناراحت شدگف شب میام حرف میزنیم بیرونم
میدونم دلش خیلی شکست پیش دوستاش فقط جیغ و داد کردم و بهش بد و بیراه گفتم ولی اونم تقصیر داشت دلمو شکوند