2777
2789
عنوان

میشه کمک کنید

69 بازدید | 12 پست

مادر شوهرم با من فامیل هس حالا دعوتمون کرده من تازه ۲۳ روز هست پدرم از دست دادم آخه چرا اینجوریه فقط هم میخواد حرف از من بکشه به شوهرم میگم من نمیام میگه روحیه عوض میشه بخدا نمیتونم میخواد از آدم میرسه چی شد و چرا یعنی خوب نمی شد اینا جاریم هم باباش مریضه چشم اش رو میخوان تخلیه کنن اون رو هم دعوت کرده بعد به من میام داد گفت اگه رفتی بگو من که اصلا شرایط  ام خوب نیست که بیام من مامانم انقدر به خاطر بابام حالش بده فشارش ۱۵ هست همش دکتر بعد این دعوت کرده 😭

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خدا پدرتون رو بیامرزتشون 🖤🥀 شایدم قصد بدی نداره میخواد روحیه ات عوض بشه

ممنون شاید من اشتباه فکر میکنم ولی من ۶ سال پیش که دادشم رو از دست دادم و باردار هم بودم بعدش ما رو دعوت کرد و رفتیم همش گفت چطور دکتر ها نفهمیدن خونریزی مغزی کرده اینجوری فقط اعصاب ادم رو خورد میکرد در حالی که میدونست ما شکایت کردیم و وکیل گرفتیم 

ممنون شاید من اشتباه فکر میکنم ولی من ۶ سال پیش که دادشم رو از دست دادم و باردار هم بودم بعدش ما رو ...

💜چی بگم والا خانم های پیر اینجوری همدردی میکنن خیر سرسشون😁

شایدم قصدی داشته بازم شما میشناسیشون اما ما نه 

خب بگو مامانم مریضه میخوام برم پیشش یا بگو نمیااااااااااامم، میفهمییی

درک نداره من بابام سرطان خون داشت خیلی سختی کشیدم دو ماه همش بیمارستان دیگه بیمارستان گفت کاری از دستمون بر نمیاد آوردنش خونه داداشم یه شب که پیشش بود ساعت ۴ صبح نفس هاش قطع میشه من نمی دونستم بابام فوت شده رفتم اونجا بابام رو هنوز نبرده بودن فقط پارچه روش کشیده بودن انقدر حالم بد شد و بهم سرم زدن امان از کسی که درد نمیکنه

💜چی بگم والا خانم های پیر اینجوری همدردی میکنن خیر سرسشون😁 شایدم قصدی داشته بازم شما میشناسیشون ا ...

اخه مثلا چند روز پیش  دیدمش میگه وقتی رفتی خونتون بابات فوت شده بود میرفتی باهاش حرف میزدی گوش هاشون میشنوه آخه مگه میتونستم من همون وقت بهم سرم زدن بابای خودش بود میتوتست

درک نداره من بابام سرطان خون داشت خیلی سختی کشیدم دو ماه همش بیمارستان دیگه بیمارستان گفت کاری از دس ...

واقعا 

خدا صبرتون بده ، روح پدرتون شاد باشه و قرین رحمت

هرچه کنی به خود کنی    گر همه خوب و بد کنی
میخوام نرم به این شوهر خنگم چی بگم هر چی بهش میگم متوجه نمیشه که نمیشه 

نمیفهمم...مگه قراره شوهرت بفهمه؟؟؟ بگو حالم خوب نیست و نمیتونم بیام...ایشالا یه فرصت دیگه میام... شوهرت بره و تو برو پیش مامانت

نمیفهمم...مگه قراره شوهرت بفهمه؟؟؟ بگو حالم خوب نیست و نمیتونم بیام...ایشالا یه فرصت دیگه میام... شو ...

همش میگه بیا بریم حالا هم به مامانش زنگ زدم گفتم انشالله یه فرصت دیگه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز