سلام بچه ها قضیه از جایی شروع میشه ک مادر شمیاد دنبالم ک بریم خونه داداشش منم یکم کارداشتم نرفتم مادرشم سریع میره همرو ب بچش میگه بعد امروز اومد خونمون یکم حالم بد بود سلام کردم حرفم زدم بعد رفته ب پسرش گفته ک چقد کینه ایی و نامزدت تحویل نگرفته و از این حرفا اینم زنگ زد شروع کرد ب دعوا ک مامانم تا اخر با من میشینه احترام بگیر هر چیم گفتم من احترام گرفتم اونجوری نبوده ک گفته بدتر سر وصدا کرد چیکار کنم ادم بشه النم گوشیمو خاموش کردم
چ ((مهم نیست ))هایی ک الکی تایپ کردیم و واقعی دلمون شکست ....💔🥀🖤
یعنی شوهری که بچه مامانی باشه به روز سیاه میشونتت از من گفتن بود
خدایا من به تو ایمان دارم شکرت به خاطر همه چی❤️🥰❤️ خدایا خودت به همه کمک کن حاجتای قلبارو بده❤️❤️ عزیز دل مامان امروز تاریخ ۱۴۰۳/۲/۳قلبتو دیدم تاپ تاپ میزد خداااایا شکرت شکرت شکرت