چتاشو پاک کردم الان تایپ میکنم
چند شب پیش داشتیم چت میکردیم گفت شوهر نکردی منم گفتم نه شوهر برا چمه مگع دیوونه شدم😕گفت شوهر نیس اینجوری میگی
گفتم اره همدردیم😕
(زیاد با هم شوخی داریم)
گفت من دارم شوهر میکنم گفتم مبارک باشه خوشبخت بشی
نمیدونم یدفعه چش بود جوو گرفتش ک اره حسودی میکنی الان داری از حسودی میمیری
😐😐
منم گفتم شوهر کردن چنان آش دهن سوزی نیس ک بخوام حسودی کنم بعدشم هنو خودم بچم واسه چی باید از الان بفکر شوهر باشم من هدفای بزرگتریم دارم
گفت باشه نامزد کردم عکس نامزدیمو میفرسم دق بکنی😐😐اینارو خیلی جدی گفت چون میشناسمش
😐اصلا قبلا اینجوری نبود نمیدونم چش بود
گفتم زحمت نکش تا اون موقع بلاکی گفت باشه خدانگهدار😐😐منم بلاک کردم اونم بلاک کرد
حالا واقعا من یذره ام حس حسادت نداشتم چون خودم خاستگار زیاد دارم همرو رد میکنم