2777
2789

فقط خودتون هستید

من سال97زایمان طبیعی داشتم توبیمارستان نجمیه تاقبل از فول شدن چندتاتخت کنارهم بودیم که باپرده جدامیشدن بعدش رفتیم اتاق زایمان ومنودکتروماماویه پرستاردیگه بودیم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دردداشت ولی قابل تحمل بود

من موقع دردروی نفس هام تمرکزمیکردواصلاجیغ ودادنمیکردم

من شروع دردای اولیه ام 1شب بود خیلی خفیف بودخوابیدم صبح ساعت5بادردهای تقریباشدیدبیدارشدم تافاصله دردهام3دقیقه شدم رفتم بیمارستان 9صبح بستری شدم (دهانه رحمم4سانت بازشده بود) قبلش بریدبستری نمیکنن 10فول شدم و10 ونیم بچم بغلم بود

دردش اول مثل دلپیچه بودبه مروربیشتروبافاصله کمترشد

وقتی ام که فول میشه حس زورزدن دارید

بازم همچی به بدن خودتون ربط داره 

البته من یکسری ورزش هاروانجام میدادم وکمروشکمم روماساژ میدادم به تشخیص دکترم هفته اخررو ملینات وگرمیجات مصرف میکردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2837
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108