صبح رفتم سرکار ظهر برای دخترم غذا بردم مدرسه برای دختر دیگه ام وسایل ساندویچ خریدم که ببره کلاس زبان بعد رفتم جلسه بعد رفتم خونه مادرم که تنهاس کاراش رو کردم آخرش هم دخترم رو از آموزشگاه برگردوندم الانم باید هم جارو کنم هم ظرف بشورم هم یه شامی بدم. آخر وقت هم با خبر مشکلی که سرکار برای کارگر شوهرم پیش اومده و شاید پاش ترک خورده باشه تموم شد. دعا کنین چیزیش نباشه اقلا. فردا صبح دکتر میاد ببینه. تا صبح باید حرص بخورم