روزی مردی ثروتمند در انگلستان زندگی میکرد
این مرد به رسم همیشگی هر چند ماه یکبار برای خلوت با خودش تنها به جایی دور سفر میکرد و خانواده ی اون نیز این را میدانستند بنابراین نگران او نمیشدند
مرد یک روز در خلوتگاه خود به سمت گاوصندوق بزرگ خود که پر از پول بود رفت و ناگهان در گاوصندوق به طرز وحشتناکی بسته شد
مرد بعد از ساعت ها تلاش به این نتیجه رسید که تلاش بی فایده است و باید تسلیم شد
بنابراین انگشت خود را زخمی کرد و با خون انگشتش روی دیوار گاوصندوق نوشت «ثروتمندترین مرد انگلستان در گاوصندوق میان یک دنیا پول از گرسنگی مُرد »🙂✔️
چه حقیر است آن کَس که به خود مغرور است.....✔️
زیرا که در بازی شطرنج شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار میگیرند......✔️
به گورستان نگاه کن......✔️
گورستان پُر از کسانی است که فکر میکردند چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد.....✔️
