حس میکنم دنیا یه چیزی مثل عذابه شیرینه
میخوای بیرون بیای ازش و آزاد بشی ولی نمیتونی و هرکی ازش اومده بیرون برد کرده..
مثل یه دوش آب گرم تو حموم بخار گرفته ممکنه حالت بد بشه ولی دلت نمیخواد بیای بیرون حتی وقتی میدونی باید بالاخره بیرون بیای
مثل یه خواب وسط حال وقتی کلی مهمون دورته...میخوای خودت و بزنی به خواب ولی بدتر عذاب اوره
اینم دقیقا همینه
خودت و میزنی به زنده بودن..ولی بدتر عذاب میکشی
مردن حقه
خیلیا حقشون و زودتر میخوان..خسته ها زودتر میخوان حقشون و بگیرن..مثل من..