دوستای گلم من دیروز ١٣ تیر ٩٥ بیمارستان صارم عکس رنگی انداختم هر سوالی داشتید بفرمایید در خدمتم به توضیح بدم؛ امپول بی حسی زدن به واژنم یه جک (اسپوکولوم) اوردن واژنم رو کامل باهاش باز کرد بعد اسپوکولوم حالا فک کن دو باربر مال پاپ اسمیر بوود
با پیچ سفتش کرد اها قبلش عین زایمان طبیعی یه عالمه بتادین و الکل سفید بهم زد بعد اسپوکولوم رفت عکس گرفت اومد یه شلنگ کرد تووو واژنم بعد از اون مایع حاجب رو تزریق کردند که درد اون هم در حد کمردرد پریود بود و نه بیشتر. بعد از اون عکس رو گرفتند و من یکم همونجوری روی تخت موندم تا اینکه برگشتند و یه بار دیگه مایع حاجب رو تزریق کردند. ایندفعه دردش از دفعه قبل یکم بیشتر بود.
قبلش بهم گفته بودن از روز اول پریودت باید وقت بگیری وتا موقعی که بیمارستان بهم نوبت میده نزدیکی نکنم صبونه رو مفصل بخورم و روزه نگیرم نیم ساعت قبل دو تا مفانمیک اسید دادن بهم و یه سری برگه امضا زدم وقتی هم که کارم تموم شد یه ورق دایکسی سایکلین رو گفت شب اول دو تا بخورم و از شبای بعد یکیش کنم هزینه هم تلفنی گفتن ٢٤٠تومن ولی ٢٥٣ گرفتن و ٤ تومن هم پول دو ورق قرص و یه نوار بهداشتی شد
کاملا هم ازاد هست اومدم خوونه با این که هیچ گرفتگی نداشتم و الحمدلله خوب خوب بووودم ولی کمی لخته دیدم و زیر دلم سنگین بود وتا اثر امپول سری رفت سرگیجه و باد معده و سردرد داشتم الانم حالم عالیه 😍 سوالی دارید بفرمایید ❤️
اها اینم بگم صارم بسیار بسیار بسیار تمیزه و کادر خیلی خوب و عالی داره دستتون درد نکنه 🎀🎀🎀🎀 از همین جا میگم خسته نباشید خدا قوت شما بهترین هستید
اون امتحانی که تو مدرسه به خاطر کم شدن نمره ش کلی غصه خوردیم و از این و اون حرف شنیدیم الان کوووچکترین اهمیتی واسه مون نداره!!! چندسال دیگه نظرمون نسبت به امروز هم همینه! پس بی خیال!!!
هرچی آرزوی خووووبه مال ما :)
اون امتحانی که تو مدرسه به خاطر کم شدن نمره ش کلی غصه خوردیم و از این و اون حرف شنیدیم الان کوووچکترین اهمیتی واسه مون نداره!!! چندسال دیگه نظرمون نسبت به امروز هم همینه! پس بی خیال!!!
هرچی آرزوی خووووبه مال ما :)
تو که گفتی تازه میخوام برم عکس رنگی توی اون تاپیکت گرفتیموننن خدا وکیلی
پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم .
اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان......️
وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم....
آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....️️️️
پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم .
اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان......️
وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم....
آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....️️️️