صبح خانواده شوهرم که هیچ وقت مسافرت با مانمیرن زنگ زدن شما هم بیاید بعد همشون به هم یواشکی گفتن حاضر شدن برن بیرون بگردن. به همه گفتن الا من.بهد با هم نرفتن .من هم روم نشد بگم من هم میام. الان تنها موندم .همسرم هم تنبل گرفت خوابید. 😥
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.