سلام بچه ها
من یکسالی هست ازدواج کردم و با خانواده همسرم تو یک ساختمان ولی دو طبقه مجزا هستیم
خانواده من یک شهرستان دیگه زندگی میکنن
اوایل ازدواجم خانواده م به مسافرت کاری رفته بودن هنگام برگشت از شهر ما رد میشدن بعد به محل زندگی خودشون میرسیدن وقت شام هم بود
همسرم و خودم قصد داشتیم که برای شامدعوتشون کنیم
ولی همسرم اصرار کرد که چون بار اول هست مادرشوهرم شام درست کرده بریم طبقه پایین(اینم بگم که من چون تنها هستم تز صبح تا شب برای صبحانه ونهار و شام مادرشوهرم اجازه نمیده خونه خودم چیزی درست کنم یعنی حتی اگه درست کنم هرچی خودشون داشته باشن براممیاره بالا منم معمولا خونه اونا تواشپزی کمکشون میکنم)
حالا اونشب خونه اونا بودیم و مهمونی اونجا برگزار شد و بعد از شام جاریم اینا اومدن (اون بزرگتره از منه)
و کنایه وار به من گفت خانواده من تا حالا اینجا نیومدن اینطوری منم خیلی ناراحت شدم و به همسرم گفتم گفت گوش نده
حالا بماند که جاریم کارمنده بچه کوچیک داره که از شنبه تا پنجشنبه صبح و شب خونه پدرشوهرم هستن و فقط جمعه ها میرن خونشون
الان میخاد برا بچه ش تولد بگیره خونه پدرشوهرم خانوادشو دعوت کرده حتی خانواده خاله ش هم هستن
تازه فهمیدم هرسال اینجا تولد میگرفته
موندم حرفشو به مادر و خواهر شوهرم بگم که اینجوری گفت به من حالا خودش اینجا مهمونی میگیره یا بیخیال شم