2777
2789
عنوان

عقاید

92 بازدید | 9 پست

مادرم به شددددت مذهبیه و رفتارش خیلی اذییت میکنه منو

دوس ندارم طرز فکرم مثل اون باشه 

و همیشه فک میکنه تصمیمای درست رو میگیره 

درحالی ک خیلیاشون اشتباه در میاد 

و یکی از طرز فکرش ک اعصاب ادمو خورد میکنه 

اگه اسم مرد یا راجب مردی حرف بزنیم  تهمت میزنه و از اون فکرا میاد سراغش 

و بعضی وقتا میگه دختر ننگه و اگه چیزی ازش ببینن مایه ابروریزی تو شهره 


مادرم تحصیل کردس 

رفتارش درسته؟؟ چیکار باید کنم؟ 

تحمل رفتارش رو ندارم

صبور☃️

ناراحت میشی بگم لابد خودش مایه ننگ بوده؟

روزی به خودت می‌آیی و میبینی هر چقدر برای  بودنش جنگیدی او برای نبودن تلاش کرد هر چقدر برای جای خالی‌اش جنگیدی او برای نیامدن تلاش کرد ... از یک جایی به بعد  میفهمی که باید کنار آمد با خودت با نبودنش با جای خالی‌اش با نخواستنش! از یک جایی به بعد باید بفهمی که هر چیزی با تلاش نتیجه میدهد الّا عاشقی!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وااای تو چقد منی🥲💔دقیقا مادر منم همینه تحصیل کرده به شدت مذهبی که تفکرش اینه دختر نباس از خونه پاشو بیرون بزاره چون ابرو ریزی به بار میاره ،میدونی عزیزم من خودم به یه سری از چیزا معتقدم ولی به نظرم اینارو میکنن تو مغذشون چون دین انقدر محدود نمیتونه باشه اگ باشه اون دین بی نقصی که میگن نیس🥲منم خیلی اذیتم واقعا حتی میترسم در اینده واسه ازدواجمم به مشگل بخورم 😑چون همش پسرای مذهبی دوست موستاشو که میان جلو واسم مطرح میکنه نه پسر عمم که اومد و نگف اصن🤌

دانی که چرا دار مکافات شدیم؟نا کرده گنه چنین گرفتار شدیم؟؟ کشتیم خرد،دار زدیم دانش را ..در بند و اسیر صد خرافات شدیم♡:)

خب عزیزم دلیلی نداره طرز فکر تو شبیه مادرت شه درسته مادرته و احترامش واجبه اما طرز فکر هر کسی به خودش ربط داره (البته نباید آسیبی به بقیه بزنه)

مادر منم با من اختلاف عقیده داره با این که نسبت به بقیه خیلی طرز فکرش بهتر و باز تره اما بازم تفاوت داریم همیشه هم بهش میگم دوست ندارم مثل تو فکر کنم و رفتار کنم با این که جونمم برات میدم 

❤می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که پیش بند ببندد،،سیب زمینی ها را سرخ کند...زنی که فقط دستش در خانه ی تو بسوزد...و لک عادت ماهیانه اش بر ملافه های خانه ی تو بیفتد...می خواستم زن زندگی ات باشم...زنی که لنگه ی گوشواره اش را در خانه ی تو گم می کند...و صبح های زود،،بوی لاک قرمزش،،در اتاق خواب تو بپیچد...می خواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش،،صدقه سر زن بودن در خانه ی تو باشد...با این که خسته است برایت چای دم کند...وقتی بلیز بی آستین می پوشد حواسش باشد که پرده های خانه ات افتاده باشد...می خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم و دو تایی با هم بخزیم زیر یک پتوی مشترک...من با تک تک سلول هایم می خواستم زن زندگی ات باشم!!❤من لحظه به لحظه با تو عاشقانه در خیالم زندگی کرده ام گله ای نیست بعضی وقتا خیال بهتر از حقیقته 😞😞و اما خدایا باهات حرفا دارم نمی دونم کجای عدالته که صاحب جسم زن یه مرد باشه یه بار پدر ،،یه بار برادر،،یه بار شوهر و....خدایا مگه نگفتی بین زن و مرد فرقی نیست؟؟پس کوووو عدالتت؟؟قبولت دارما اما با منطقم جور در نمیاد که یه مرد به اسم غیرت و ناموس پرستی صاحب جسمم باشه برای محرم شدن با مرد دیگه ای از یه مرد اجازه بگیرم ....چرا نگفتی هر انسانی صاحب جسم و روح خودشه و باید خودش پاک بمونه و کسی حق نداره مالکش باشه خدایا چرااااااااااااا؟؟تو که عادلی تو که عدل داری چرا آخه؟؟چرا تو همه چیز بین زن و مرد فرق هست چرا مرد خیانت کنه لایق ببخشه زن خیانت کنه لایق مردن؟؟چرا آخه؟؟یا تو عادل نیستی یا بنده هات!!😔😔خدایا بیا برای یک بارم که شده عادلانه معامله کنیم من به یکتایی تو ایمان دارم اما با منطقم زندگی می کنم تو قواعد من بین زن و مرد فرقی نیست هر چی برای زن بده برای مرد هم بده و هر چی برای مرد خوبه برای زن هم خوبه ....اگر اینان مسلمانند یا رب کافرم گردان؛گر من کافرم از مسلک ایشان برم گردان!!
2790
2778
2791
2779
2792