چطور میشه یه نفر از چند جا امتحان بشه عذاب بکشه نمیدونم شفای بابامو بخوام خواهرزادمو بخوام
همه چیزم غمه هیچ چیز خوشحال کننده ای تو زندگیم نیست هیچ تفریحی ندارم همش خونم چون جای کوچیکی زندگی میکنم خودم تنهایی نمیتونم برم جایی خانوادم اهل تفریح نیستن نه کاری از دستم برمیاد نه پولی دارم که دوره ای باشگاهی ثبت نام کنم منه خاک بر سر با همه دوستامم قطع رابطم نه کسیم منو میخواد
نه مادرم باهام اخلاق خوبی داره نه برادرم همین چند روز پیش برادرم نیشم زد آخه من مگه مجبورم قیافه نحسشو تحمل کنم
از بابامم نمیخوام پولی بگیرم بیچاره از زیر سنگ پول در میاره منم فقط کارم هدر دادنه تا به امروز هیچ دستاوردی نداشتم
۲۳ سالمه هیچ خواستگاریم ندارم از تنهایی دق کردم همه دخترای کم سن فامیل از من جلوترن حتی جوری به ازدواج حساس شدم که همه نقطه ضعفمو پیدا کردن از اون جهت میسوزونن منو مخصوصا زن داداشم
بنظرم خدایی وجود نداره قطعا به این نتیجه رسیدم وگرنه حداقل چند تا از مشکلامو حل میکرد
هیچ دیگه امیدی به زندگی ندارم فک کنم اون دنیا هم جایی ندارم که نمیمیرمم💔 دم خدا گرم