باز تو خوبی من باید بگم چی قد۱۶۲ وزن ۴۵ خیلییییی نارحتم اعتماد بنفسم صفر احساس میکنم هرچی بپوشم بم نمیاد حتی خجالت میکشم مهمون میاد برم جلوش و خب نامزدم هم بهم میگ ک دوس داره چاق بشم
دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودمدر آینه بر صورت خود خیره شدم بازبند از سر گیسویم آهسته گشودمعطر آوردم بر سر و بر سینهفشاندم چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندمافشان کردم زلفم را بر سر شانهدر کنج لبم خالی آهسته نشاندمگفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیستتا مات شود زین همه افسونگری و نازچون پیرهن سبز ببیند به تن منبا خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز🩵