یه دختره با یه پسره دوست میشن
طرز اشناییتشونم خیلی باحال بود پسره تو کوچه با ماشین دنبالش میومد و خلاصه با هزار بدبختی دوست میشن...بعد میان خاستگاری پدره دختره خیلی ناراضی بوده چون دختره از بچگی اسم پسرعموش روش بوده...خلاصه پدر قبول نمیکنه و دختره خودکشی میکنه و قرص میخوره
بعد پدره راضی میشه و ی نشون میارن
پسررره خیلی عاشقش بوده...خلاصه پس از یه مدت عموش از کویت میاد ناراحت میشه میبینه این نشون کرده و ... پدره هم نامزدیو ب هم میزنه دختره رو ب زور عقد پسرعموش در میاره..ولی خدارو شکر پسرعموعه ادم خوبی بوده
الانم یه دختر ۵ساله داره...سیاوش موقع عقد اینا با دوستش دعوا میکنه میفته زندان بعد ک میاد میبینه این ازدواج کرده و ...
وای خیلی بد بود😭