2777
2789
عنوان

نقطه سیاه زندگی

85 بازدید | 5 پست

یکسال عاشق یکی از همکارام بودم بعد یکسال ازم خواستگاری کرد تو اوج بودم .

بدی زیاد داشت خسیس بود خانوادش واقعا بد بودن 

ولی من عاشق و خوشحال 

خانوادش مخالفت کردن ب زور جدامون کردن یکماهه جدا شدیم امروز فهمیدم داره از شرکت میره بچه ها حالم خیلی بده میدونم راهی نیس 

نمیدونم چرا دارم اینجا مینویسم 


فقط حس میکنم تو سیاه ترین نقطه زندگیم 


بچه ها برام دعا کنید از هفته اینده دیگه نیستش نابودم نمیتونم شدت وابستگیمو توصیف کنم  ولی تصور کنید بی نهایت وابسته بودم بهش

خانوادش تو شرکت ابرومو بردن پیش رییسمون کلی ازم بد گفتن 

نمیدونم به حال کدوم اتفاق اشک بریزم 

حرفای خانوادش و تحقیراشون 

جدایی از خودش

رفتنش 


در این حد بدونید ک اگر بگن کنارش بدبختی بازم انتخابمه دیوونشم😭😭


آدم معمولا اینجوریه تا چیزیو به دست نیاورده میگه کاش داشتمش ولی همینو داشته باشی و بری تو زندگی باهاش میگی کاش این اشتباهو نکرده بودم

بهشتم اونورش باشه به این برزخ نمی ارزه...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

 30

دختر خو سنتم کم نیس ک غیر منطقی فکر میکنی تو ی دختری غرورت کجا رفته ابروتو بردن اونم طرف خانوادش یا هر دلیلی دیگی. اره. قیدتو میزنه از شرکت میره بعد تو اینجوری میکنی چی بگم والا من ک بجای تو بود تو اون شرکت دیگ سرمم نمیتونستم بالا بگیرم 😒

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792