شب لرز داشتم سردی کرده بودم مریض بودم صبح حالمو نپرسید قرار بود برم شیفت گفت خودم می برند یه ربع مونده زنگ زدم بهش گفت کار دارم خودت برو خیلی ناراحت شدم که بلکه من زنگ نمی دم با عجله رفتم قبل سر کار هم وقت ترمیم فیبروز داشتم اصلا نپرسید حالت چطور شده خوبی بدی ایرونی چطور شده جالبه شب که مریض بودم لباس ها رو از ماشین درآوردم دادم پهنش کنه تو تراس صبح دیدم همون جور مونده تو سبد حرص م گرفت صبح بحث کردم میگه یادم رفت گفتم کار بانکی تو بده برم ترمیم میده میگم چنده موجودی میگه صد تومنی منم گفتم ببر نیازت میشه حالا آقا پررو پررو قهر ه که چرا غر زدی