من خیلی خجالتیم یعنی از خانوادم هیچی نمیخوام حتی چند سال پیش خیلی گوشی لازم داشتم ولی نگفتم تا خودشون واسم خریدن حتی با دیگرانم اینجوریم مثلا خوراکی بهم تعارف میکنن میگم نمیخام درحالی ک میخام یا تو مغازه مامانم تعارف میکنه یا میگه فلان چیزو میخای بخرم واست دوست دارم ولی میگم ن مثلا چند وقت پیش ب بابام گفتم تبلتمو بفروشم یه گوشی بخرم بابام گف نمیخاد خودم واست میخرم بابام دیگه یادششش رف منم دیگه یادش ننداختم یا گفتم بریم فلان رستوران گفتن باشه ولی یادشون رف منم اصللللا روم نمیشه بگم این کم رو بودنو خجالتی بودنم خیلی داره اذیتم میکنه چ جوری بهش غلبه کنم💔
من همون شتریم که تکیه میده به دیوار شیرکاکائو میخوره😏
رفتار پدر و مادرت باهات چجور بوده? نیازاتو تامین.میکنن?یا فقط,مخالفت میکنن?محبت میکنن یا بد اخلاقن
از نظر مالی بد نیستن ولی از نظر اخلاقی معمولی خیلی باهاشون خوب نیستم انگار حبس خونگیم هیچ جا با دوستام نمیزارن برم حتی لباسایی ک میپوشم اختیارش دست خودم نیست
من همون شتریم که تکیه میده به دیوار شیرکاکائو میخوره😏
انقد ازاین کارا کردم اصن ادم منفی شدم دست خودم نیست💔 از ترس قیافم تو مجلسای دوستانه ب هر بهانه ای ...
چند سالته مثل منی تو هم 😢
خستم از سرنوشتی که برام ساختی جز غم هیچی سهم دل من نبوه خدا همیشه شاهد خوشبختی هم سن وسال هام بودم و روزی من فقط افسوس بوده💔دیگه خودم رو پیشت کوچیک نمیکنم و درخواستی ازت ندارم فقط منتظرم که حقم رو بهم بدی یعنی مرگ هرچه زودتررر