ببینید شب عقد اون موقعی داشتیم از محضر میومدیم ک بریم خونه اونا نامزدم بجای اینک مامانمو تعارف کنه داداشمو تعارف کرد مامانم ناراحت شد بعد اخر شبی ک داشتیم از خونه اونا میامدیم یدفع مامان نامزدم گف فاطمه رو مثلا نامزدم میاره مامانم دادو بیداد کرد اونام گفتن مادرت ابرومونو برده نمیدونم چیکار کنم