سنا خانووم من از اول تاپیکات پیگیر جریانت با پسر عمه بودم شبا ساعت ده میخابم ولیهر صبح میومدم نگاه میکردم ببینم تاپیک جدید زدی یا نه ولی الان میزنه دسترسی ب اطلاعات این کاربر امکان پذیر نیست میشه یه کار کنی مثل قبلا بیام ببینم چه گفتی خواهی میکنم کلی برات دعا کردم صلوات فرستادم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم کامل نمیدونم 😐 فکر کنم ایشون عاشق یه نفره که برادرش اومده خواستگاریش و نمیدونه چه کار کنه .
مرا به خانه برگردانید 🌔بدنم مهلکه ی شیهه ی شلاق شد 🪐من اگه خسته شبیه تن ایـران بودم ، من اگه لحظه ی پـایـانی انسان بودم ، خاطـرات تـو منو زنده نگه داشته هنوز..!!! منو از این غَـم جاودانه آزاد کن .... ما به دنبال خوشی نیستیم ، تنها میخواهیم قدری کمـتر رنــج ببریم !!! هرکجا مرز کشیدند ، بیا پُـل بزنیم ❣️. خواستم آسمان باشم ، مُنـجی شهر نیمه جـان باشم ، آشیان پرنـدگان باشم ، با همین دست خـالی و سَردم :)) لینک تاپیک اهدای عضو من کلیک کنید❤️
دارای آلرژی به هر نوع آدم سمی✌🦋 نامه ای ب نیمهگمشدم**(((: عزیزم خسته شدم ازبس هرکی رسید بهم گفتم نامزد دارم و دوست نداره با پسرا حرف بزنم من که اینقدر حواسم به نبودنت هست پیدا شو دیگه🥺😂بوس بهت
مرا به خانه برگردانید 🌔بدنم مهلکه ی شیهه ی شلاق شد 🪐من اگه خسته شبیه تن ایـران بودم ، من اگه لحظه ی پـایـانی انسان بودم ، خاطـرات تـو منو زنده نگه داشته هنوز..!!! منو از این غَـم جاودانه آزاد کن .... ما به دنبال خوشی نیستیم ، تنها میخواهیم قدری کمـتر رنــج ببریم !!! هرکجا مرز کشیدند ، بیا پُـل بزنیم ❣️. خواستم آسمان باشم ، مُنـجی شهر نیمه جـان باشم ، آشیان پرنـدگان باشم ، با همین دست خـالی و سَردم :)) لینک تاپیک اهدای عضو من کلیک کنید❤️
یکی از کاربرای سایت که با راهنمایی دوستان علاقه اش به پسر عمه اش بیان کرد ولی پسر عمه کوچکه خواستگارش بود و اونا نمی تونستند به خاطر پسر کوچکه خواسته شون اعلام کنند.
یکی از کاربرای سایت که با راهنمایی دوستان علاقه اش به پسر عمه اش بیان کرد ولی پسر عمه کوچکه خواستگار ...
اون تاپیکشون رو خوندم که موضوعش همین بود ولی دیگه نفهمیدم چیشد آخرش ، فکر کنم به بزرگه اعتراف کرده و یه چیزایی بینشون شکل گرفته
مرا به خانه برگردانید 🌔بدنم مهلکه ی شیهه ی شلاق شد 🪐من اگه خسته شبیه تن ایـران بودم ، من اگه لحظه ی پـایـانی انسان بودم ، خاطـرات تـو منو زنده نگه داشته هنوز..!!! منو از این غَـم جاودانه آزاد کن .... ما به دنبال خوشی نیستیم ، تنها میخواهیم قدری کمـتر رنــج ببریم !!! هرکجا مرز کشیدند ، بیا پُـل بزنیم ❣️. خواستم آسمان باشم ، مُنـجی شهر نیمه جـان باشم ، آشیان پرنـدگان باشم ، با همین دست خـالی و سَردم :)) لینک تاپیک اهدای عضو من کلیک کنید❤️