اره دیده بهش گفته من این زندگی رو دیگه نمیچرخونم خرج زندگی دیگه با خودت شوهرش گفته خفه بابا هنر کردی گوه
تک دختر یه پدر بسیار ثروت مند و مادری که قول ثروت یه مدت کسی باهاش ازدواج نمی کرد چون فرزند خونده گفتن هست مردم فهمیدن بچه خودشون نیست رفته خواستگاری 10ساله فکر کنم داره خرج زندگی رو میده شوهرش هنوز فکر می کنه برنج و گوشت و مرغ با 100تومن خریده میشن عین یه مرد داره زندگی رو میچرخونه حتی نصاب یا تعمیر کار خودش میاره