سلامشوهرمخیلیبهمگیرمیدهمیگهلاغریفلانیاصلانمیزارهازخونهبرم
بیرون همش تحقیرم میکنه خونه مامانم نمیزاره برم بیرون همش میخنده بادوستاش باخواهراش مامان باباش نیشش بسته نمیشه توخونه میاد اخماش گره میخوره براخودش همه چی میخره انقدبه تیپش میرسه برامن دوساله عروسی کردیم هیچی نمیخره میگه ندارم لباس ندادم بپوشم هزا تومنم نمیده بهم فقطم وقتی میخوادرابطه داشته باشه میادبهم میچسبه موقع دیگه یاکلا جدامیخوابه یابافاصله
خیلی دلم شکسته ازشبدماومدهاگههمینالانبیانبگنمردهیهذرهناراحتنمیشم
نمیدونمچیکارکنم