سلام خلاصه میگم من با یه اقایی تو دانشگاهمون اشنا شدم سال 98 و تاالان زیرنظر مادرامون درارتباطیم یعنی کل خانواده ایشون میدونن ولی خانواده من مامانم میدونه و داداشام بابام نمیدونه من تاحالا ازاین اقا کوچیکترین خیانتی ندیدم یااینکه چشاش هرز بپره کلا خیلی چشم ودل پاکه ایشون قراره ازمون استخدامی بدن و واقن عاشق همیم چن ماه مونده تا ازمون ماشهرامون ازهم دوره ایشون یکار تو شیرینی فروشی پیداشده براش فعلا بره مشغول بشه الان من همش استرس دارم نکنه بهم خیانت کنه این فکر داره مغزمو منفجر میکنه مثل خوره افتاده بجونم واقعاهم اهل خیانت نیستش قراره بعد ازمون و قبولیش عقد کنیم وبیان جلو واسه خواستگاری ببخشید طولانی شد.دوستون دارم مرسی ازراهنماییتون دوستان گلم