تو شوخی کردی؟ من جدی جدی قلبم شکست.
تو گذاشتی رفتی؟ من جدی جدی تنهاترین ادم این شهر شدم.
تو تکیه گاه نبودی؟ من بهت اعتماد کردم و تکیه دادم بهت اما نتیجش سقوط خودم بود.
تو ادم موندن نبودی؟ من تورو همیشگی خودم دونستم و الان نیمهترین ادم توی گوشهای از این دنیام.
تو باهام سرد شدی؟من به تنهایی به رابطمون گرما بخشیدم.
تو مقصدت شد دنیایی دور از من؟ من مقصدم شد دنیای خاطرات و مرور خاطرات تو.
تو رنگ زندگیمو سیاه و سفید کردی؟ من تمام تلاشم این بود زندگیتو رنگی کنم.
توی بحثامون همیشه مقصر تو بودی؟ من بودم که کوتاه اومدم و سوختم و ساختم.
فرق ما زیاد بود و من زیادی دوست داشتم، ولی یه چیزی. حقم این نبود که نداشتنتو لمس کنم.