صبح تاپیک زدم که نمی دونم دوسش دارم یانه دوسم داره یا نه
فهمیدم که دوسم داره اونم خیلی حاضره جونشو
برای این عشقش بذاره الان دوبار زنگ زد چیزی نگفت یه بار از پرسیدم چرا زنگ میزنی حرف نمی زنی گفت بدون دلم برات خیلی تنگ شده فقط میخوام صداتو بشنوم خانوادم حساس هستن میترسه برای من اتفاقی بیوفته
پولی نداره ولی خیلی معرفت داره خیلی دوسم داره
من خودمو به خریت زده بودم که سرکارم
یا شایدم بخاطر اینکه پولدار نیست
خیلی باهاش بد کردم بهش توهین کردم
دلشو صد بار شکوندم ولی اونم منو صدبار بخشید
اون با هزار یک بد بختی میرفت کار میکرد برای من کادو میخرید منم بی انصافی میکردم پرت میکردم تو صورتش خیلی بدم کردم
همش بخاطر این غرور بود باخودم میگفتم من کجا اون کجااون نکبت چی داره غلط کرده منو میخواد حتی من از گفتن اینکه منو میخواد خجالت میکشدم نمی گفتم
ولی الان فهمیدم که من اشتباه میکردم
من چیکار کنم چطور این همه رو من جبران کنم
میدونم بد کردم 😞