منو شوهرم چندساله هیچ مسافرتی نرفتیم از اوله ازدواجمون حتی ماه عسلمونم با مادرشوهرم اینا بودیم
هروقت خاستیم بریم مسافرت هم خانواده خودم هم شوهرم هی گفتن دوتایی نریدا خطرناکه نمیدونم فلانه و هی ترسوندنمون هروقتم با مادرشوهرم اینا رفتیم کوفتمون شد ماهم تصمیم گرفتیم خودمون بریم دوتایی ب مادرشوهرم ایناهم هیچی نگفتیم هنوز چون اگه بفهمه دوباره هی دلهره میندازه و میخاد بیاد دنبالمون
بعد من الان ب مامانم زنگ زدم با ذوق گقتم میخایم بریم میگه دوتایی میرید ؟کسیو نمیبرید با خودتون گفتم نه میخایم دوتایی بریم میگه اگه بابات میذاشت من میومدم باهاتون😐😐😐😐😐😐😐😐
منم تعارفی نکردم گفتم شوهرم ناراحت میشه ولی خیلی ناراحت میشم از کارشون انگار ما هجده سالمونه دوتامون سی سالمونه بچه داریم چرا اینطور رفتار میکنن باهامون همش انرژی منفی میدن اعصابم خورد شد بخدا .الان مامانم بیاد با ما مگه سوپر منه که مراقب ما باشه یه حرفایی میزننا .بنظرتون چکار کنم ؟استرس میگیرم با کاراشون☹️