پنج ساله اومدیم تو یه محله یه پسره خیلی آقاست تا حالا به صورتم نگاه نکرده فامیلاش همه با حجابن منم چادری شدم همش میرفتم مسجد خیلی دوسش داشتم تا یه هفته پیش فهمیدم رفتن خواستگاری روزو شب ندارم تو رویا و خیال تجسم میکردم با همیم شب و روز .از خودم بدم اومده چاره چیه چه دعایی بخونم چه نذری بکنم