دوستان تورو خدا بیاید دارم خفه میشم حالم خیلی بده
با شوهرم دعوا کردیم شدید بذارید براتون تعریف کنم امروز قرار بود بریم شهرستان ما گفت ساعت 4میام ساعت 6:30اومد خونه گفتم چقد دیر کردی به ذره خندید و هیچی نگفت رفت دراز کشید براش چایی آوردم با کیک یه ذره هم باهاش حرف زدم ولی این خوابید منم اومدم اتاق خوابم برد پاشد رفت حموم اومد گفتم نمیریم 8شد گفت بد نباش باهام گفتم بد نیستم سرم درد میکنه ساعت 10باید دماوند میبودیم 8:15شد هنوز خونه بودیم موقع رفتن گفت خدایی من اینطوری قیافه میگرفتم میگفتی نمیام گفتم بیا تو شروع کردم دعوا دعوامون شدید شد گفت بریم تو ماشین وقتی عصبی میشه وحشی میشه شروع کرد دادو هوار و فلان دیگه تو ماشین کلی گریه کردم گفتم غلط کردم که آروم بشه ولی آروم نشد آورد منو گذاشت خونه و رفت نمیدونم کجا
الانم پیام داده هروقت از اون خونه رفتی بگو من بیام منم باید لاشی باشم که تو برام قیافه گرفتی کونم نسوزه چیکار کنم حالم بده