2777
2789

تو تلگرام رفیق بودیم ی بار میخواستم برم جایی گف اگه تنهایی باهم بریم گفتم باشه بیرون رفتن همانا و صمیمی شدن همان چندوقت بعد پیشنهاد ازدواج داد😁

  هیچ چیز از هیچکس بعید نیست پس از همدیگه بت نسازید...😇اگه تینا صدام کنی خوشحال تر میشم💚😁                                    

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هنوز آشنا نشدم 

من نمی‌خوام مشکلاتمو حل کنی نمیخوام ناراحتی هامو باهات شریک شم خودم از پسشون برمیام ولی تو فقط اون آغوش گرمی باش که وقتی از جنگیدن خسته میشم، بهش پناه ببرم همین 

بچه دوست مامانمه همیشه مامانش میومد خونمون رفت امد داشتیم ولی ما همو ندیده بودیم دیگع مامانش منو زیر چشم نگه داشته بوده واسه اون دیگه ی روز که مامانش داشته میومده خونمون بهش میگع توعم بیا تو ی ده دقه بشین دیگ اقا هم اومد داخل من ی سلام دادم رفتم تو اتاق دیگ همون ی دفعه دید و عاشق شد😂😂😂ولی خیلی سخت بهم رسیدیم خیلیا مخالف بودن درکل واقعا خیلی اذیت شدیم ولی پای عشقمون وایسادیم همه میگفتن شما دو تا باهم خوشبخت نمیشین ولی خداروشکر ی زندگی باهم ساختیم همونای که میگفتن خوشبخت نمیشین الان همش میگن خوشبحال این دو نفر ک انقد خوشبختن😊❤

😁ان شالله اشنامیشی


  

من نمی‌خوام مشکلاتمو حل کنی نمیخوام ناراحتی هامو باهات شریک شم خودم از پسشون برمیام ولی تو فقط اون آغوش گرمی باش که وقتی از جنگیدن خسته میشم، بهش پناه ببرم همین 

دوست بودیم 

تقریبا ۱۶ سال پیش بود تازه شرکتو تاسیس کرده بود بعد قرار شد تیم ما برا شرکتشون سامانه CRM و وبسایت طراحی کنیم و از این طریق با هم آشنا شدیم 



کاربر آفرین سابق هستم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز