2777
2789
عنوان

کمکم کنیدد

56 بازدید | 7 پست

داشتم از کوچه میرفتم یه پسره با موتور افتاده بود دنبالم هی دور میزد دوباره میومد تا اینکه رسیدم خونه اومد‌گفت میتونم‌شمارتونو داشته باشم من گفتم نه و رفتم 

حالا یه هفته اس همش یا تو کوچمونه یا همین دور و براس هروقت میام بیرون میبینمش

یه بار داشتم با پسرخالم حرف میزدم وقتی رفت رفته بود ازش پرسیده بود این دختره چیت میشه و همه چیو گفته بود براش پسرخالمم گفته بود ولش کن 

حتی رفته بود ب پسرعمومم گفته بود پسرعمومم اومد بهم گفت هرکی هرچی بهت گفت بیا بهم بگو

حالا من خیلی میترسم‌اگه خبرش پخش شه ابروم میره پسره ی پررو دس برنمیداره نمیدونم چیکار کنم خیلی میترسم از خونه حتی پامو بزارم بیرون

من‌اقیانوسم‌تو‌اکواریومتون‌جانمیشم.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ب بابات یا داداشت  بگو .یا همون پسر عموت بهش بگه نبینمت بیای تو این کوچه .تهدیدش کنه

داداش ندارم به بابامم نمیتونم چون میدونم بدجور دعوا میشه

اگه ببینم دست برنمیداره به همون پسرعموم میگم

من‌اقیانوسم‌تو‌اکواریومتون‌جانمیشم.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز