2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 1052 بازدید | 47 پست

لطفا به حرف هیچکس گوش نده

بهترین کارو کردی به هیج عنوان نباید درست میکردی... 

اوکی خودش نمیتونست ولی دست میکرد تو جیبش زنگ میزد از بیرون براشون توی 5 دقیقه سه دیگ برنج میاوردن... قحطی که نبود با شکم بالا اومده وایسی پای اجاق واسه آدم کم گذشت

واقعا چهل کیلویی ؟خیر دیگه نپرسید / در رابطه با زندگی شخصیم دیگه سوالی نپرسید موظف نیستم در  فضای مجازی شفاف سازی ای کنم یا گرهی از ذهن کنجکاو کسی بازکنم اونم وقتی که درمورد زندگی "شخصی" منه پیروز باشید. 

حالا ثواب داشت ۵تا پیمونه برنج به جایی برنمیخوره

وا ثواب داره زن حامله آشپزی کنهههه این همه راه بردارن برنج ببرن حالا امشب برررنج نخورن یا اصلا  مگه خودش چه کار مهمی دارههه عجبا یه حرفایی میزنین آدم میخواد سرشو بکوبه تو دیوار 

دختری از جنس باران بی صدا در خود میبارد :)

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ثوابه چی کوفت بخورن ان شاءالله  اینا گربه کوره هستن امثالشونو منم دارم دستتو تا آرنج تو عسل بز ...

ای خواهر سه روز کامل تو عروسی برادرشوهرم زیر دست وپاشون کارکردم اخرشم یه سر رفته بودم خونه خودم وسایل مادرشوهرمو بیارم برگشتم دیدم جاری بزرگم دوسه تااستکان شسته مادرشوهرم برگشت گفت تاتو بیای جاریت همه کارو کرد درحالیکه اون سه روز خونه خودش بود جاریم و به خودش میرسید منم دیگه پشت دست داغ کردم و دیگه اصلا نرفتم خونشون مگراینکه دعوتم کنه

وا ثواب داره زن حامله آشپزی کنهههه این همه راه بردارن برنج ببرن حالا امشب برررنج نخورن یا اصلا  ...

دراین میوه ندادن و این برنج خواستنش یه قصد وغرضی بود که جستیم خداخودش بخیرکنه ولله موقع میوه دادن یادمن نمیکنن وقتی گرسنه میشن یادمن میوفتن

عزیزم این طور که معلومه محبت شما شده وظیفه 

نمیگم کار نکن یا منت بذار ولی محبت بیجا هم نکن 

الان هم بگو شرمنده چون باردارم نتونستم برنج بذارم گفتم به دل نگیرید 

یاد بگیر کار نکنی و با زبون نرم از دل طرف دربیاری اجرو قربت هم محفوظ میمونه

عزیزم این طور که معلومه محبت شما شده وظیفه  نمیگم کار نکن یا منت بذار ولی محبت بیجا هم نکن&nbs ...

بخدا یه جاری دارم کل خاندان مادرشوهرو یکی میکنه طبقه پایین مادرشوهر زندگی میکنه مادرشوهرمم میشنوه ولی اصلا نمیتونه هیچی بهش بگه 

دراین میوه ندادن و این برنج خواستنش یه قصد وغرضی بود که جستیم خداخودش بخیرکنه ولله موقع میوه دادن یا ...

برو بابا اصلا رو نده مگه قحطیه هر شب برنج میخورن امشب نخورن پررو اینهمه راه زن حامله رو میخواد بکشونه اه حرصم گرفت هیچی حالیشون نیست بعضیا وجدان رو گذاشتن کنار

دختری از جنس باران بی صدا در خود میبارد :)
من و مامانم و خواهرم عاشق عروسمونیم ۱۲ ساله تو زندگیمونه عین خواهریم. عشقمونه. داداشم جرات نداره بهش ...

افرین بخدا منم دراینده بین دختر وعروس فرق نمیذارم هردویکین من بدی دیدم ولی بدی نباید بکنم

آره هر چی میکشیم از بی زبونیمون هست

اخه اونجوریم خیلی بی سیاستیه 

شوهرمن یه اخلاقی داره مثلا الان من بگم چرا به ما میوه نمیدن برمیگرده میگه اونا میدن من نمیارم منم دوس ندارم گشنه بازی دربیارم حس میکنم عزت نفسم پیش شوهرم خردمیشه 

وای توروخدا ازین حرفا نزن حرصم میگیره شوهرمن اصلا ازون قبیل شوهرا نیست فک میکنه من هرکاری بکنم وظیفم ...

صلاح مملکت خویش خسروان دانند . 

اما یه چیزهایی واضح هست .. دورنما داره .. با کمی دور اندیشی میشه به وضوح نتیجه رو تجسم کرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108