بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میدونی چرا چون اولویت اولش تونیستی شوهر منم همینه موقع تنهایی و بی کسی و بدبختیاش یاد من میفته ولی وقتی خانوادش باشن منی وجود نداره انگار مجرده اول اونا بعد شاید من این مدل زندگی کردن خود مرگه مخصوصا واسه کسی که چاره این جز تحمل و آویزون بودن نداشته باشه شرایطتش بد باشه بی پشتوانه و بیچاره باشه
شما چطور رفتار میکنید باهاش؟ من تصمیم گرفتم رهاش کنم و دیگه سمتش نرم
منم تا حالا که مثل چسب بودم و آویزون همش محبت همش برم سمتش زیاده روی حفظ آبرو من شرایطم خیلی سخته امیدوارم هیچوقت هیچوقت مثل من نباشی گلم منم تصمیم گرفتم یکم از شدت حماقتم آویزون بودنم کم کنم
شما چطور رفتار میکنید باهاش؟ من تصمیم گرفتم رهاش کنم و دیگه سمتش نرم
هیکی انگار یا یه دختر لوس قهری بچه ننه دارم زندگی میکنم که ناز بکشم برم سمتش خودمو فدا کنم چون شرایطم سخته شرایط خانوادگیم درست نیست هیچ سرجای خودش نیست مجبورم به تحمل
اینجور زندگی بدرد نمیخوره من دیگه عمرا برم سمتش گور پدرش
من نمیتونم نرم چون خیلی نیازام دست اونه مخصوصا مالی خیلی دلم میخاد از زندگیم بندازمش بیرون نمیشه شرایطتش نیست در عین حال که مجبورم زندگی کنم باید اویزونش باشم نازشم بکشم و چاپلوسی کنم که فقط بین بد و بدتر زندگیم تو شرایط بد زندگی کنم یعنی مرگ صدبار از این زندگی بهتره