میگفت اذیتم کنی میرم زن صیغه میکنم که حتی توهم نفهمی که بری طلاق بگیری چون همسرم داخل عقدنامه امضا ک ...
ببخشیداا که بی ادبی کردم بخدا من که هیچکاره ام از حرفش اینجور داغ کردم که اگه طرف من بود تموم فحشای عالم رو تحویلش میدادم و حتی دیه کتک ها رو ازش میگرفتم و تا ریال اخر مهریه رو میگرفتم تااین باشه عن زیادی نخوره زن مث دسته گل داره اونوق این حرفارو میزنه
تازه ما گفتیم این توی دادگستری کار میکنه و این چیزارو بد میدونه ولی از همه کثیف تر بود مادرم ...
اینجور اوما راه مخفیا رو خوب بلدن واسه همین کبکش خروس میخونده که فلان کارو میکنم ولی نمیزارم بفهمی دیگه نمیدونست خدا اینقد عادله که نمیزاره اون روز رو ب چشم ببینه