2777
2789

بز

دیروز به یاد تو و آن عشق دل  انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودمدر آینه  بر صورت  خود خیره شدم بازبند از سر گیسویم  آهسته گشودمعطر آوردم بر سر و بر سینهفشاندم چشمانم  را ناز کنان سرمه  کشاندمافشان  کردم زلفم را بر سر شانهدر کنج  لبم خالی آهسته  نشاندمگفتم  به خود آنگاه صد افسوس که  او نیستتا مات  شود زین  همه افسونگری  و نازچون پیرهن  سبز  ببیند به تن منبا خنده بگوید که چه زیبا شده ای  باز🩵

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐏🐏🐏🐏🐏🐑🐑🐑🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐏🐑🐑🐐🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐑🐑🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐐🐑🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐑🐐🐑🐐🐑🐑🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐐🐐🐑🐏🐑🐐🐐🐑🐑🐏🐑🐐🐐🐑🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐐🐑🐑🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐏🐑🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐑🐑🐏🐏🐑🐑🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐏🐑🐑🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐑🐑🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐑🐐🐐🐐🐐🐐🐐🐑🐑🐑🐑🐑🐑🐏🐏🐏🐏🐏🐑🐐🐏🐏🐑🐑🐐🐑🐑

دیروز به یاد تو و آن عشق دل  انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودمدر آینه  بر صورت  خود خیره شدم بازبند از سر گیسویم  آهسته گشودمعطر آوردم بر سر و بر سینهفشاندم چشمانم  را ناز کنان سرمه  کشاندمافشان  کردم زلفم را بر سر شانهدر کنج  لبم خالی آهسته  نشاندمگفتم  به خود آنگاه صد افسوس که  او نیستتا مات  شود زین  همه افسونگری  و نازچون پیرهن  سبز  ببیند به تن منبا خنده بگوید که چه زیبا شده ای  باز🩵

این همه بز گذاشتم اخرم ندیدم

دیروز به یاد تو و آن عشق دل  انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودمدر آینه  بر صورت  خود خیره شدم بازبند از سر گیسویم  آهسته گشودمعطر آوردم بر سر و بر سینهفشاندم چشمانم  را ناز کنان سرمه  کشاندمافشان  کردم زلفم را بر سر شانهدر کنج  لبم خالی آهسته  نشاندمگفتم  به خود آنگاه صد افسوس که  او نیستتا مات  شود زین  همه افسونگری  و نازچون پیرهن  سبز  ببیند به تن منبا خنده بگوید که چه زیبا شده ای  باز🩵
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108